درس گرفتن از راننده

No comments exist

امسال برای درسی که در دانشگاه آزاد کاشان دارم ماشین می آید دنبالم و من را می رساند و عصر نیز مرا برمی گرداند. راننده ها هم یکسان نیستیند و عوض می شوند. چند باری یک راننده می آمد که مردی بود با ادب  و جدی  به اسم آقای طالاری.

این مرد فوق العاده در کارش جدی و وقت شناس بود. یک بار که قرار بود ساعت هفت صبح مرا سوار کند وقتی سوار شدم و صحبت کردیم گفت که از شش دم خانه ما ایستاده است و وقتی که پرسیدم چرا اینقدر زود آمدی گفت ترجیح دادم زودتر برسم تا این که دیر شود. چند بار دیگر هم چک کردم دیدم وقتی ساعتی اعلام می کند می رسد آن ساعت و معمولا زودتر . می گفت بعضی وقتها که صبح باید سرویسی را از تهران سوار کند برای این که به ترافیک نخورد و دیر نشود شب می رود و آنجا در ماشین می خوابد.

این نکته اش برایم مهم و ارزنده بود که می گفت آدم باید وقتی کاری را قبول می کند درست و بی نقص انجامش بدهد

 از خودم می پرسم من کدام کارم را سعی می کنم که بی نقص انجام دهم و تمام تلاشم را برایش می کنم و چقدر نسبت به عیب های دیگران و ناکاملی رفتارهایشان بردباری دارم

و آن وقت یاد این حدیث از حضرت علی (ع)‌می افتم که : در شگفتم از کسى که عیبهاى مردم را بد مى داند، در حالى که خودش از همه پُر عیب تر است و آنها را نمى بیند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *