ماه: اردیبهشت ۱۳۹۶

اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

امروز از صبح مشغول خواندن این سند در راستای تایید و اعتباربخشی به دوره های حرفه ای آموزش معماری در امریکا هستم . خواندن این سند برایم بسیار آموزنده بوده است و با خودم بیشتر می یابم که چرا ما متمایل به سیستم آموزش عالی غرب هستیم. این سازمان شصت سال قدمت دارد و به تمام دوره های حرفه ای معماری که فارغ التحصیلان آن میخواهند در محیط امریکا به کار حرفه ای مشغول بشوند می بایست خود را به محک این جمعیت بسپارند.

در آن به بررسی ویژگی های کلی موسسه آموزشی،‌ ساختار دروس و شرایط مختلف مرتبط با آموزش پرداخته شده است.

ویرایش سال ۲۰۰۹ این سند را می توانید از این لینک از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دانلود کنید.

در ذهن من می گذرد که موفقیت و رشد یک شبه به دست نمی آید بلکه نتیجه مجموعه ای از عوامل است که در کنار هم شرایطی برای برتری یک دانشگاه، یک جامعه یا یک کشور را فراهم می آورد. در بخشی از این سند به بررسی چگونگی بررسی مداوم و اعمال تغییرات در بخش های مختلف مرتبط با آموزش پرداخته می شد. این بخش فوق العاده برایم جذاب بود.

همچنین توجه به چند صدایی و میدان دادن به نگرش ها و باور ها و افرادی از پیشینه های قومی،‌جغرافیایی،‌مذهبی و  …  . این مساله حتی در عدم اجبار به پیروی از یک قالب آموزشی یا شرایط فیزیکی و فرهنگی در دانشگاه ها خودش را نشان می داد. این که صرفا به بیان محدوده ها و حداقل ها پرداخته شده بود و البته بر تمایل به نو آوری توسط دانشگاه های مختلف تاکید شده بود.

راستی امروز از صبح در کتابخانه ام. می خواهم تا ساعت حدود هشت شب بمانم و مطالعه کنم و بنویسم.

اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

یکی از لذت های زندگی برای من گوش دادن پادکست بوده و هست. حدود هشت سال از خرید اولین آیپادم می گذرد و از همان روزها با پادکست آشنا شدم و یکی از لذت های من در بیداری شد. پادکست گوش دادن برای من یکی از مصادیق رویابینی در بیداری بوده است. زیستن در دنیاهای دیگر و درک لذت تصور کردن های دلنشین. از همان سالها چند پادکست را گوش می دادم. یکی پادکستی از رادیو نیویورک به اسم سلکتد شرتز بود

Selected Shorts

. و یکی دیگر از انتخابهایم مستندهای بی بی سی بود.

 این روزها مسیر خانه تا کتابخانه را پیاده می روم. و این مسیر حدود بیست و پنج دقیقه زمان می گیرد. صبح در مسیر رفت به پادکست جدیدی که از ناشران سلکتد شرتز بود با عنوان “داستانهایی که مناسب رادیو نیستند” را گوش دادم. اسم درست این پادکست این است

Selected Shorts Too Hot for the Radio  

داستانی از آنجلا کارتر بود با نام “هم راهی با گرگها ” . داستانی در زمینه خون آشام ها و توصیفات جذاب از گرگ ها و انسان ها. البته راستش را بخواهید بیشتر داستان را من نفهمیدم. و البته این مساله خیلی عجیب نیست چون خیلی وقت ها که داستان گوش می دهم در مرتبه اول خیلی .نمی فهمم و بعد بار دوم و سوم و چندم کم کم زوایای بیشتری از داستان را درک می کنم. در مورد این داستان هم فکر کنم دو یا سه بار گوش خواهم داد به آن …صحنه آخر داستان که دریدن دختر جوان به وسیله ی مرد گرگ شده بود حاوی تصویری از خوی مردانه و ظرافت زنانه در دنیای واقع بود برای من و به نظرم می آمد که دختر جوان به این مساله راضی و مایل است . باید باز هم گوش بدهمش

 در مسیر بازگشت پادکستی از مجموعه ی مستند بی بی سی گوش دادم  با عنوان “درخواست برای زنان در جزایر فارو ” این برنامه به بررسی درخواست برای همسری زنانی از آسیای جنوب شرقی از فیلیپین و تایلند در جزایر فارو که بخشی از دانمارک می باشد و تاثیرات آن پرداخته بود. این اولین برخورد من با این مجموعه جزایر در شمال بریتانیا و شمال غربی دانمارک واقع است و بخشی از دانمارک بوده و البته به صورت خود مختار اداره می شود و جزو اتحادیه اروپا نیست.

آن طور که بیان شد در سالهای اخیر این جزایر با بحران جمعیت روبرو شده اند و البته جمعیت آنها حدود پنجاه هزار نفر می باشد. یکی از مسایلی که جزایر فارو با آن مواجه می باشد این است که خانم های جوان عموما از شبه جزایر برای تحصیل و کار خارج شده و تمایلی برای بازگشت ندارند و به همین دلیل جمعیت آقایان در آستانه ازواج بیشتر از خانمهای جوان بوده که این به مشکلی تبدیل شده است. راهکاری که مردان فارویی برای حل این مشکل به آن روی آورده اند استفاده از سایت های دوست یابی و ازدواج با خانم هایی از کشورهای دیگر است. در این میان بانوانی از کشور های فیلیپین و تایلند به عنوان بزرگترین اقلیت این شبه جزایر مورد توجه واقع شده اند. این زنان که از آب و هوای گرم و مرطوب کشورهای خود به آب و هوای سرد و معتدل و با شرایط متفاوتی از فرهنگ و جغرافیا منتقل شده بودند در مورد مسایلی که با آن روبرو بودند می گفتند و از نکات مثبت و منفی این مهاجرت . همچنین به رویکرد همسران آنها نیز پرداخته شده بود و البته به نظر مسولین و خوشحالی آنها و تمایلشان برای باروری بیشتر جامعه خود

مطلبی در این رابطه را می توانید در اینجا ببینید.

عکسی از یکی از جزیره های این مجموعه جزایر بی درخت متکی بر دریا

مثل دیگر برنامه های بی بی سی این برنامه خوش ساخت و دلنشین بود و حرفه ای که به جنبه های مختلف این موضوع پرداخته بود.

اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

فکرم درگیره موضوعیه که دارم روش سرچ می کنم،‌یعنی بررسی اهداف آموزشی و طرح درس دوره معماری در دانشگاه های مختلف و هنوز مشغول دانشگاه های امریکا هستم.

یه جورایی ذهنم مشغوله و کمی هم نگرانم … نمی دونم نتیجه خروجی این مطالعه ها چی می خواد بشه و این کمی نگرانم می کنه

هدفنام را گذاشتم و در حین کار دارم موسیقی گوش می کنم … شاید به دلیل این که کمی استرسم رو کم کنه و با جریان موسیقی کارم را هم بکنم. یه صدایی توی وجودم می گه نگران نباش و امیدوار باش و مصمم کارت رو پیش ببر و نگران نباش .

هدفونام را گذاشتم و دارم موسیقی گوش می دم … آلبوم موسیقی فیلم بابل از الخاندرو گنزالز ایناریتو . موسیقی فیلم از گوستاوو سانتا اولالا ست . موسیقی فیلم بالا و پایینای مختلفی داره و بعضی وقتا در حین کار ذهنم رو با خودش می بره …

در مجموع آلبوم خوبیه و پیشنهاد می کنم گوش بدین اگه به موسیقی با فضاهای مختلف علاقه مندید.

می تونید آلبوم را از این لینک دانلود کنید.

اردیبهشت ۸, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

یکی از علایق من دوچرخه سواری است و دوست دارم که با دوچرخه به سفرهای ارزان بروم و بیشتر از محیط و مسیر سفر لذت ببرم. این البته با شرایط اکنون من چندان هماهنگ نیست. زیرا مسولیت دو کودک و خانواده و درس اجازه این کار را نمی دهد. با این وجود فکر می کنم که با تمرین و آمادگی جسمانی بتوانم زمانهایی را برای خودم  پیدا کنم … هر چند این پیدا کردن زمان خود نیاز به زمان طولانی ای داشته باشد.

امروز می خواستم صبح که برای نماز بیدار شدم برم دوچرخه سواری و حدود هفتاد کیلومتر دوچرخه سواری کنم. اما خستگی و تنبلی با هم یار شدند و اجازه ی فعالیت ندادند و تا ساعت یازده در خواب بودم. حدود ظهر گفتم خوب است کمی به برنامه ام بپردازم .برای همین آماده شدم و ساعت یک از خانه بیرون آمدم. از عوارضی قم هم گذشتم و بنا داشتم که چند کیلومتر بعد به سمت قم برگردم. که مجموعا با برگشت حدود سی تا سی و پنج کیلومتر می شد. در اتوبان به یک سراشیبی رسیدم و با سرعت در راه بودم که با سدای پیسسسسسسس متوجه پنچری شدم … ترمز کردم و ایستادم و دیدم که چرخ عقبم کامل بر روی زمین نشسته است. به حاشیه ی جاده آمدم و نشستم روی زمین… در کیف دوچرخه ام را که نگاه کردم دیدم فکرم درست بوده است و چسب پنچرگیری را همراه ندارم.

روی زمین آرام مشغول فکر کردن به کاری بودم که می توانم بکنم … و خوراکی هایم را می خوردم…. با خودم فکر می کردم چرا فکر نکردم که ممکن است پنچر شوم … و اصلا برای آن آمادگی پیدا نکرده بودم.

تیوپ چرخ را در آوردم و سوراخ را پیدا کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ کاریش نمی توانم بکنم. به همین خاطر پیاده شروع به حرکت کردم در حالی که دوچرخه را همراه خودم می آوردم. تا اینجا او مرا می آورد و الان من او را دنبال خود می کشیدم

خلاصه سه کیلومتری پیاده آمدم تا به ماشینی رسیدم که مرا به خانه رساند.

این هم از تجربه امروز و درسی که گرفتم ( مثل کتابهای ابتدایی :)‌ )  – هیچ گاه بدون آمادگی برای مشکلات محتمل قدم در مسیر های طولانی نگذار

اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

مقاله ام در کنفرانس “معماری و انرژی “ که در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان برگزار می شد پذیرفته شد و امروز را در همایش گذراندم. تجربه خوبی بود از بودن در محیط یک کنفرانس و به عینه درک می کردم چقدر برگزار کردن یک فعالیت جمعی سخت بوده و نیاز به برنامه ریزی و هماهنگی های زیاد دارد.

مطمینم که دوستان و همکاران مدرسم در دانشکده معماری دانشگاه آزاد کاشان خصوصا خانم دکتر رضوی زاده و آقای دکتر عطایی خیلی زحمت کشیده بودند برای این فعالیت.

ناهار کنفرانس پلو سبزی با ماهی قزل آلا بود. و باز هم این سوال برای من زنده شد که چگونه باید ماهی قزل آلا را پخت که گوشتش یه اندازه کافی سرخ کرده شود و فقط پوست آن سرخ نشده باشد. ( این هم از دغدغه های ما  ) بعد از ناهار ارایه مقالات بود و من نیز مقاله ام را ارایه کردم که با لطف دوستان و سوالات جذابی همراه بود که برای خود من حاوی نکات آموزنده ای بود و از این که نوشته ام را ارایه کردم احساس رضایت کردم. این ارایه و سوالات برایم زمینه درک بهتر از جنبه های گوناگون مقاله ام بود. خصوصا سوالی که آقای مهندس محق پرسیدند که “ فکر نمی کنید راه حلی که دارید ارایه می دهید در درون همان گفتمانی است که همه مشکلات کنونی آموزش ما ناشی از آن است؟” این سوال به نظرم سوالی کلیدی و مهم است که می بایست به آن بیندیشم.

نظر ایشان این بود که مشکلات کنونی آموزش معماری ما نشات گرفته از نوع نگاهی به آموزش و اصولا به دنیا و نقش انسان در آن است و راه حلی که من ارایه می دادم در زمینه ی اصلاح ساختار قدم های ابتدایی آموزش معماری خود در قالب همان نگاه به دنیا و انسان و آموزش است. من به بسیاری سوالات مطرح شده پاسخ دادم اما در این مورد کفتم نیاز است که بیشتر بیندیشم و بعدا با ایشان صحبت کنیم در این زمینه. این پاسخ هم یکی از برکات این شرکت در کنفرانس و ارایه مقاله بود برایم.

اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

امسال برای درسی که در دانشگاه آزاد کاشان دارم ماشین می آید دنبالم و من را می رساند و عصر نیز مرا برمی گرداند. راننده ها هم یکسان نیستیند و عوض می شوند. چند باری یک راننده می آمد که مردی بود با ادب  و جدی  به اسم آقای طالاری.

این مرد فوق العاده در کارش جدی و وقت شناس بود. یک بار که قرار بود ساعت هفت صبح مرا سوار کند وقتی سوار شدم و صحبت کردیم گفت که از شش دم خانه ما ایستاده است و وقتی که پرسیدم چرا اینقدر زود آمدی گفت ترجیح دادم زودتر برسم تا این که دیر شود. چند بار دیگر هم چک کردم دیدم وقتی ساعتی اعلام می کند می رسد آن ساعت و معمولا زودتر . می گفت بعضی وقتها که صبح باید سرویسی را از تهران سوار کند برای این که به ترافیک نخورد و دیر نشود شب می رود و آنجا در ماشین می خوابد.

این نکته اش برایم مهم و ارزنده بود که می گفت آدم باید وقتی کاری را قبول می کند درست و بی نقص انجامش بدهد

 از خودم می پرسم من کدام کارم را سعی می کنم که بی نقص انجام دهم و تمام تلاشم را برایش می کنم و چقدر نسبت به عیب های دیگران و ناکاملی رفتارهایشان بردباری دارم

و آن وقت یاد این حدیث از حضرت علی (ع)‌می افتم که : در شگفتم از کسى که عیبهاى مردم را بد مى داند، در حالى که خودش از همه پُر عیب تر است و آنها را نمى بیند

اردیبهشت ۴, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist
کلاس و دانشجویان دوست داشتنی ام در دانشگاه آزاد کاشان

امروز در کلاس مقدمات معماری ام در دانشگاه آزاد کاشان با دانشجویانم از این صحبت کردم که هدفتان از تحصیل معماری چیست یا به بیانی دیگر بعد از این که درستان تمام شد می خواهید چه کار کنید. پاسخ هایی که دادند برایم جالب بود . امیدوارم روز به روز برای آنها واضح تر شود که قصد انجام چه کاری و رسیدن به چه هدفی دارند.

می توانید شما هم این بحث را گوش بدهید.

 

اردیبهشت ۲, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی ۵ comments

یکی از مسایلی که این روزها ذهن مرا به خود می خواند این سوال است که چرا در ابتدای فرایند آموزش معماری به صورت واضح از آینده پیش روی دانشجویان با آنها سخن گفته نمی شود و هفته ها و حتی ماههایی را بر روی این آینده ی ناواضح تمرکز نمی کنیم تا برای هر کسی تصویری از مسیر پیش رو حاصل شود. به نظر من این یکی از سوالاتی است که دانشجوی معماری می بایست به صورت واضح به آن بیندیشد.

من قرار است در آینده چه کاره شوم ؟ و دقیقا قرار است چه کاری انجام دهم؟

این سوال را برای دانشجویانم در کلاس مقدمات معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان نوشته ام و پاسخ به آن توسط این دوستان دلنشینم اجباری است.

اما این یک سوال کلی و مهم است که به نظرم هر دانشجوی معماری می بایست به آن بیندیشد و هر استاد معماری خصوصا در سال اول باید مرتبا در مورد آن با دانشجویانش صحبت کند.

پس در قسمت نظرات نظر و پاسخ خود را درج نمایید.

 

اردیبهشت ۲, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

یکی از جنبه های مهم در فرایند آموزشی دانشگاه های امریکا که این روزها در حال مطالعه آن هستم تلاش جهت متصل نمودن فرایند تحصیل و کار حرفه ای می باشد. یکی از این روش ها  فعالیت دانشجویان به عنوان کارآموزی در دفتر شرکت های مطرح دنیا در امریکا و خارج آن می باشد. البته ما در ایران هم این پروسه را داریم اما در دانشگاه هایی که من در جریان تدریس آنها دخیل بوده ام این درس بیشتر یک فرایند شبیه شوخی حساب می شد. به این مساله را از چند جنبه می توان نگاه کرد. یکی این که اصولا در نگاه ما آموزش از فعالیت حرفه ای جداست و بسیاری واقعا نمی دانند و نمی دانیم چرا درس می خوانیم و از این رو به درستی نیز دنبال روشی جهت مرتبط شدن با بازار کار نیستیم. این مساله هم در میان دانشجویان ما شایع ست و هم در میان اساتیدی که تدریس می کنند. ما در خلا می اندیشیم و در خلا رفتار می کنیم. مساله دیگر شاید عدم وجود شرکت های قوی در شهر هایی که من در آنها تدریس می کردم باشد. و البته باید ذکر کنم که زمانی که من مشغول تحصیل در رشته معماری در دانشگاه تهران بودم ما اصلا چنین گزینه ای به عنوان یک باید تحصیلی نداشتیم.

در کل مساله اساسی را به نظر من بایستی در عدم نگاه یکپارچه به تحصیل و کار حرفه ای دانست.

سوالی که الان در ذهن من می گذرد این است که در کدامین نقطه می بایست و می توان از فرایند کاراموزی و پروسه آموزشی در خارج از دانشگاه و در محیط واقعی بهره جست؟

جهت آشنایی با دوره های کاراموزی در دانشگاه های امریکا به عنوان مثال می توانید نگاهی به توضیح ” دوره زندگی حرفه ای “ دانشگاه تگزاس در آستین بیندازید.

مورد جالب توجه تر مربوط می شود به دانشگاه رایس در امریکا که بین سال چهارم و پنجم دوره ی کارشناسی حرفه ای معماری یک سال تمام دانشجوها به کار در دفتر یک شرکت مطرح مشغول شده و درامد منطقی هم خواهند داشت. این شرکت ها در امریکا و سایر نقاط جهان می باشد. جهت آشنایی با این دوره از این لینک استفاده کنید.

فروردین ۳۱, ۱۳۹۶ سید مجتبی ابطحی No comments exist

در کتابخانه تاریخ نشسته ام و مشغول کارهایم هستم. این روزها مطالعاتم بر روی ساختار ارایه دروس در دانشگاه های مختلف می گذرد و بر روی دانشگاه های امریکا متمرکز شده ام.

یکی از نکات جالب توجه برای من این است که اکثر دانشگاه هایی که می بینم اطلاعات کاملی از نگرش خود و ساختار دروس ارایه شده در سایت خود قرار داده اند که این مساله به هیچ وجه مشابه وضعیت دانشگاه های ما نمی شود. مثلا حتی دانشگاه شهید بهشتی که به نظر من مجموعه فوق العاده ای در میان فضاهای آکادمیک ماست اطلاعات بسیار کمی از وقایعی که در دانشکده معماری و شهرسازی آن می گذرد برای بازدید در وب سایت خود قرار داده است. البته این مساله چندان از نظر من عجیب نیست،‌چرا که در ایران این دانشجویان هستند که به دنبال دانشگاه می دوند و نه دانشگاه که برای جذب بهترین ها رقابت کنند. در این زمینه هر دانشگاهی راهکاری به کار می برد که البته جذاب و برای من آموزنده می باشد.

چند وقتی است که با آقای دکتر عطایی از همکاران مدرس در دانشگاه آزاد کاشان که این ترم یک درس در آنجا تدریس می کنم بحثی داشتیم پیرامون آینده پیش روی دانشگاه های ایران. با توجه به کاهش نرخ رشد و البته با احتمال ترکیدن حباب مدرک گرایی و تمایل به تحصیل دانشگاهی دانشگاه هایی موفق تر خواهند بود که به سمت معرفی خود به عنوان دانشگاه های همراستا با اهداف از پیش تعیین شده مثل خروجی واقعی و تضمین موفقیت در فضای کار قدم بردارند.

پیرامون حباب تمایل به تحصیل دانشگاهی و اصولا مدرک گرایی در فرصت دیگری خواهم نوشت اما در همین حد بگویم که من به شخصه به عنوان دانشجوی بهترین دانشگاه های ایران تمایل چندانی به تحصیل دخترانم در رشته های فنی را ندارم … و ترجیح می دهم بتوانم در آنها عشق به زمینه ای را ایجاد کنم که به دنبال آنچه دوست دارند بروند… هر چه می خواهد باشد.